ویران شده ایم
جدا مانده
از آغوش تو
زندگی،
به ویرانی نشسته است
نوازش دست های
مهربانی ات را می خواهد.
بی تو
نه عشق را
که تنها واژه ی عشق را
در خواب گریزی های شبانه ام
تا صبح معنا می کنم
و با خیال حضور تو
هر شب تا سپیده، دلم
نام تو را مکرّر می کند:
خدایا، خدایا!
من و جهان ام
ویران شده ایم
بی " تو" !
برگریزخزان