
ویران شده ایم جدا مانده از آغوش تو زندگی، به ویرانی نشسته است نوازش دست های مهربانی ات را می خواهد. بی تو نه عشق را که تنها واژه ی عشق را در خواب گریزی های شبانه ام تا صبح معنا می کنم و با خیال حضور تو هر شب تا سپیده، دلم نام تو را مکرّر می کند: خدایا، خدایا! من و جهان ام ویران شده ایم ...
ادامه مطلب