در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «خاطرت هست؟ که در شب های مهتاب، قلبهامان هزارپاره عشق بود و....» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
در امتداد شب
در امتداد شب
در کوچه سرد و غمناک پاییز
زیر برگریز سپیدارها
تنها می روم
بی "تو"
در بستر سرد شب
درختان، نه در "خواب"
که در بیداری عریان و مِه آلود خزان
برای یرگ های زرد و خشکی
که "شب" زده
تک تک فرو می افتند
از غصّه هاشان
قصّه ها می گویند
من بیدارم
و در امتداد شب

تنها می روم
آسمان،
جامه ای از ابرهای سیاه پوشیده است
ماه را نمی بینم
در محبس ِابرهای یائسه است
به تنهاترین ستاره شب گفتم:
تو "مراد" شبی
انعکاس حقیقتی!
در آینه های راستی
خاطرت هست؟
که در شب های مهتاب
قلب هامان
هزارپاره ی عشق بود
و هر نیمروز نیم بارانی، دل هامان
هزارپاره هزار رنگ
رنگین کمان می شد؟
برگریزخزان
روح انگیز گل بیدی
برچسب:
نویسنده: پارسا نظری