در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «جهان مردمان گمگشته، در های و هوی خاموش عقربه های ساعت.....» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
جهان دِهشت
جهان ِ
خباثت، شقاوت و قساوت
جهان ِ
مترسک ها،
مترسک های ظالم و هم مظلوم
یکی تمام خون رگ هایش را دیگری بلعیده
و آن دیگر،
رگ هایش از انباشتگی ی
خون رگ های بی گناهان
آماس کرده اند!
آه حسرت،
همراه با بغض فروخفته
در گلوگاه خداوند:
چه آفریدم من....؟
جهان ِ
مردمان گمگشته
در های و هوی خاموش عقربه های زمان
مغروق منجلاب اوهام کپَک زده ی خود
در انبارهای
صاحبان "ناپیدا"ی این جهان!
در مرداب ماران و موشان و کرکسان
صاحبان، بر گِرد ِهم!
"گفتگو"هاشان،
از کدامین جنس است؟
می گویند:
نه!
این خون آدم نیست!
در این نزدیکی ها

جنگل حیوانات "وحش" ندارید؟
این،
کار "آدم"، با "آدم" نیست!
بروید در جستجوی "سر منشاء"،
عامل اصلی!
"خداوند"،
بر تنهایی خود گریست.
آدم ها،
سرگشته
نشناخته خود، گمکرده خدا
با حفره ای سرد و خالی در جایگاه قلب خود
کوله بار جهل بر دوش
"حقیقت"ِ آنچه را که در جهان شان،
بر زندگی هاشان می گذرد،
می دانند آیا؟
هیچ نمی دانند
فریب خوردگان اوهام بی ثمر خویش اند.
جهان، در تسخیر باورهای دروغین
جهان ِدلقک ساز
مکرّرهای پر ملال
جهان ِ یاوه اندیشان دشنه در جیب
شناور
در استفراغ های گوارش بیمارشان
جهان ِدهشت، وحشت و هراس
و زندگی ها همه
بر فناباد رفته ی
آزمندی ها، شهوات، و خشم ددمنشانه
خداوندا!
ای بخشایش گر رحمت های بی کران
همراه با میوۀ ممنوعه ات
جز عِتاب و تَمرّد
چه خوراندی
به "اشرف" مخلوقات ات
چرا؟!
برگریزخزان
روح انگیز خزان
برچسب:
نویسنده: پارسا نظری